پشت پرده براندازان مجازی علیه ایران/ خفاشهای سایبری از دوره اوباما تا ترامپ
پشت پرده براندازان مجازی علیه ایران/ خفاشهای سایبری از دوره اوباما تا ترامپ
در دوران اوباما و وزارت خارجه خانم کلینتون به بهانه دیپلماسی دیجیتال، پروژههای وسیع سایبری علیه ایران سازماندهی شد؛ مرکز مرصاد وابسته به جبهه سایبری انقلاب اسلامی پس از یک سال موفق به شناسایی ابعاد تشکیلاتی و فعالان این پروژه شده است.
با گسترش فضای مجازی بویژه شبکه های اجتماعی، دولت های متخاصم در راس آنها امریکا تصمیم گرفتند از این ابزارها برای مقابله و براندازی جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. وزارت امور خارجه آمریکا،پنتاگون و سازمان سیا برنامه های متنوعی را برای این منظور طراحی کردند.
اگر چه این برنامه ها از دوران بوش پسر آغاز شد اما در دوران باراک اوباما و وزارت خارجه خانم کلینتون به بهانه دیپلماسی دیجیتال پروژه های وسیع سایبری علیه جمهوری اسلامی سازماندهی و راه اندازی شد. مرکز مرصاد وابسته به جبهه سایبری انقلاب اسلامی پس از یکسال رصد،داده کاوی و فعالیت های میدانی موفق به شناسایی شبکه فعالین سایبری ضد انقلاب علیه انقلاب اسلامی شده است و تا کنون توانسته 1316 نفر از ایرانیان خارج از کشور که در این پروزه ها فعال هستند را شناسایی کامل نماید. شناسایی اکانتها، کمپین ها وکانال های این مجموعه ها نیز جزو موفقیت های مرکز مرصاد بوده است.
در همراهی با شیطان بزرگ آمریکا ،کشورهای دیگری همچون فرانسه،عربستان سعودی،امارات متحده عربی،هلند،انگلستان و رژیم صهیونیستی نیز فعالیت های وسیعی را علیه جمهوری اسلامی در فضای مجازی انجام می دهند که شناسایی آنها توسط مرکز مرصاد انجام شده است.
*صحنه گردانان خارجی
صحنه گردانان آمریکایی این عرصه حدود 11 نفر هستند که سه نفر از مهمترین آنها به شرح ذیل است:
کالین اندرسون(collin anderson) رابط وزارت امورخارجه آمریکا با موسسات و پروژهها و مدرس امنیت سایبری
دن مردیث با نام مستعار (Dan blah) عضو رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و بظاهر خبرنگار و مدرس امنیت سایبری
و خانم کارولین د رولند (Carolyn d rowland) که یک افسر امنیتی است، اشاره کرد.
*صحنه گردانان ایرانی
بیش از 71 نفر در سطح مدیران موسسات و پروژه ها با آمریکایی ها همکاری فعال سایبری دارند.
برخی از عناصر اصلی و وطن فروش این پروژه ها به شرح ذیل می باشند:
محمود عنایت
نیما راشدان
اکبر عطری
عزیز آشفته
رضا معینی
علی کریم زاده بانگی(علی بانگی)
مریم معمار صادقی
آذین مهاجرین
یحیی محمود نژاد
از دوره دوم باراک اوباما و دوره اول ترامپ نیز گروههای تروریستی منافقین خلق، جدایی طلبان الاحواز و سایر گروههای معارض نیز جهت فعالیت سایبری علیه جمهوری اسلامی آموزش دیده و سازماندهی شده اند که مجموعا 24 گروه،حزب موسسه و سازمان تروریستی را شامل می شوند.
*اتاقهای فکر
در اتاق های فکر این جریانات نیز افرادی از ایران و کشورهای مختلف سازماندهی شدهاند که در آینده بصورت مفصل به افشای شخصیت آنها خواهیم پرداخت.
*محورهای مهم فعالیت
فعالیتهای این مجموعه های علیه جمهوری اسلامی در موضوعات ذیل است:
اهانت به مقدسات دینی
تضعیف باورهای مذهبی
ایجاد اختلافات مذهبی و قومی
تضعیف انقلاب اسلامی
ایجاد آشوب
جاسوسی امنیتی و صنعتی
دخالت در انتخابات
فضاسازی های حقوق بشری علیه انقلاب اسلامی
ترویج مسائل جنسی و بی حیایی
شناسایی نخبگان و جذب آنها به خارج
بر هم زدن امنیت اقتصادی
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 20:13 توسط علی نقی رحیمیi
|
من در وبلاگ آدمیان میکوشم تا با روشنگری و تبیین انگاره هایی از گذشته تا بحال با کمک به اذهان خاموش نگه داشته شده و پریشان انسانهایی که با خود باختگی هویتی و فرهنگی، هدف را در لابلای حرفهای پر طمطراق شیاطین جن و انس گم کرده اند اقدام نمایم تا آنان را به جاده تکامل باز گردانم و این کار را با تبلیغ و تبشیر حقیقت محض انجام خواهد داد شاید این کار بتواند ، این انسان خاموش و پریشان و جستجو گر حقیقت خویش را که با اندک سخنان فریبنده و زیبا که عموما در قالب القاب پر طمطراق روشنفکر و فیلسوف، آنان را از جاده حق و حقیقت و خویشتن خویش هر چه بیشتر دور میسازند و موجبات گم گشتگی و بی هویتی آنان را فراهم میسازند به جاده حقیقت بازگردانده تا این گمگشتگان وادی سراب که خویشتن خویش را در سبک زندگی امریکایی جستجو مینمایند و در آن وادی، به دنبال آرمانهای پوچی که آنان در قالب شکاکیت و اباحه گری و با استفاده از عقل عرفی شکل داده اند بدنبال مدینه فاضله ای هستند که با توهم و تخیل محقق گشته نجات بخشم تا بدین طریق عریانگری و نفس پرستی و در نهایت از خود بیگانگی را از آنان دور سازم تا شاید، آنان را که به نحوی عبد و بنده شیطان گشته اند به خویشتن خویش رهنمون گشته تا چشم عقل این انسان پریشان و جستجو گر را به حقیقت تکامل منور گردانم.چرا که آدمی در گذر زمان و زندگی ، با بیان نظریه هایی در قالب عقاید و مکاتب فلسفی سعی داشته تا از مسئولیت اصلی خویش که همانا تکامل و عروج و پیوستن به ذات اقدس الهی است بگریزد و این مطلب مبین آنست که انسان مالک اصلی را در فلسفه خلقت گم کرده و یا به عمد او را به فراموشی سپرده و البته بدین واسطه خود را محق تر از او میداند ولی آیا براستی چنین است؟ فراموش نکنیم که در بدو خلقت انسان از آزادی و حق مالکیت و ربوبیتی که در قالب خلیفه الهی به او اعطاء گشت برخوردار بود اما علیرغم هشداری که به او در عدم نزدیکی به میوۀ ممنوعه که تنها امتحانی بیش نبوده داده شد ، او تنها از روی کبر و غرور و وسوسه به فریبی از اختیارش سوء استفاده کرد و اکنون نیز دلیل یا برهانی وجود ندارد که از این اختیار ( آزادی و مالکیت) در راهی به غیر از هدف خلقت استفاده ننماید و یا بهتر بگویم که انسان در گذر زمان و در شرایط فعلی نشان داده که تابعیت او از نفس اماره به مراتب بیشتر از عقلانیت منشعب از نفس لوامه است و در این شرایط او از هدف واقعی خلقت که همانا رسیدن به تکامل و درجه خلیفه الهی بمنظور بدست گرفتن ربانیت و جانشینی پروردگار عالمیان است به مراتب دورتر شده زیرا با تکثر عقاید موهوم توسط شیطانی که چون او از بهشت رانده شد و در زمین معوا گزید، حقیقت را در این اثنی گم کرده است و خود را محق تر از مالک اصلی نفس خویش که خدایش مینامند میداند. و البته سوال اساسی اینجاست که آیا آدمی به آن درجه از تکامل رسیده است که معنا و مفهوم واقعی آزادی و حق مالکیت را درک کرده و بشناسد؟ و آیا اصولاً این انسان تعریفی که از آزادی دارد با روح و جان آزادی اعطاء شده از جانب پروردگار همسان و همسوست که برای خود این حق را قائل است؟ و اگر اینطور است آیا اگر آدمی خود را مالک نفس خویش میداند برای خالقی که آن نفس را آفریده حقی و مالکیتی قائل است؟ و اگر قائل است آیا این حق خداوند را به رسمیت شناخته و آنرا منافی حقوق خود نمیداند؟ که البته اعمال انسان خود جوابگوی این پرسشهاست.