پویشی در معنا و مفهوم حجاب 

قسمت سیزدهم

حجاب

تعریف حجاب در قرآن 

خداوند منان در جای جای کلام‌الله مجید با عبارات متعددی مشرفین به دین مبین اسلام خصوصا بانوان را به حجاب امر فرموده و کلمات حجاب، لباس، ثیاب، عفت، خمار و جلباب را در تفضیل و تبیین مفهوم آن به کار برده است. مفهوم لغوی حجاب 
حجب و حجاب هر دو مصدرو به معنی پنهان کردن است. “امرئه محجوبه” زنی که پوشانیده است.

کلمه حجاب به معنی پرنده یا حائل میان دو چیز است.

“و من بیننا و بینک حجاب” (سوره فصلت آیه 5) و بین ما و شما پرد‌ه‌ای‌است یا ممنوعیت یا فاصله یا چیز پنهان شده‌ای.

“کلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون” (سوره الطففین آیه 15) همانا آنان از پروردگارشان در این روز، پوشیده‌اند.

و ما کان لبشر ان یکلمه الله و حیا او من وراء حجاب اویرسل رسولا فیوحی باذنه مایشاء انه علی حکیم(سوره شوری آیه 51) و نبوده است بشری را که گویدش خدا مگر سروشی یا از پشت پرده یا فرستد پیکی، پس وحی کند به دستورش آنچه خواهد همانا اوست بلندمرتبه و حکیم.

“اذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایومنون بالاخره حجابا مستورا” (سوره اسراء آیه45) و هنگامی که قرآن قرائت می‌کنی بین تو و آنان که ایمان به آخرت ندارند حائلی (پرده‌ای یا پنهان شده‌ای) قرار دادیم.

چون مستورا صفت حجاب است لذا این حجاب غیرمریی است: مثل مومن و غیر مومن یا عالم و غیرعالم با آنکه کنار هم‌اند از هم بیگانه‌اند و فاصله زیاد دارند و به زبان هم آشنا نیستند واحوالات و اموراتشان از هم پنهان است لذا تعبیر شد به اینکه میانشان پرده نامریی وجود دارد که آنها را از هم جدا می‌کند.

بنابراین کلمه حجاب در قرآن کریم همه جا پنهان کردن پوشش یا امر پنهانی، فاصله یا پرده‌ای پوشاننده یا حائل میان دو چیز به کار رفته است.

و اذا سئلتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب (سوره احزاب آیه 32) چون از زنان پیامبر متاعی خواستید از پس پوشش بخواهید.

حجاب غیر از لباس است، گاهی لباس حجاب تلقی می‌شود ولی کلا حجاب به لباس گفته نمی‌شود. مفهوم لغوی لباس لباس در قرآن کریم به معنای مختلف استفاده شده از جمله زینت، آراینده، پوشاننده، در برگیرنده (احاطه کننده) حافظ آبرو و نگهدارنده و مشخص کننده حدود.

از جلمه به آیات زیر می‌توان اشاره کرد:

یا بنی‌آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم و ریشا و لباس التقوی هو خیر (سوره اعراف آیه 25) ای فرزند آدم لباسی برای شما فرو فرستادم که برایتان زینت است و شرم‌گاهتان را می‌پوشاند و لباس تقوا بهتر است، این از آیات خداست شاید به خود آیید.
فوسوس لهما الشیطان لیبدی لهما ماوری عنهما من سواتهما وقاسمها انی لکم من الناصحین فدلهما بغرور (سوره اعراب آیه 7) شیطان آن دو را وسوسه کرد تاشرم‌گاه مستورشان را ظاهر سازد و برایشان قسم یاد کرد که من خیرخواه شمایم. مفهوم لغوی ثیاب 
در جای دیگر در قرآن به کلمه ثیاب بر می‌خوریم به معنای پوشش یا عفت ورزیدن و القواعد من‌النساء التی لایرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثبابهن غیر متبرجات بزینه و ان یستعفغن خیر لهن و الله سمیع علیم (سوره نور آیه 59) و زنان بازنشسته آن زنانی که امیدی به ازدواج آنان نیست در صورتی که زینت‌نمایی نکنند گناهی بر آنها نیست که پوشش (ظاهری) خود را واگذارند اما اگر عفت بورزند برا‌ی آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.

در این آیه کلمه ثیاب به مفهوم پوشش ظاهر منای است و کنایه از جلباب (چادر) و خمار (روسری) می‌باشد. عفاف: 

کلمه دیگری در قرآن که درخصوص مسائل مربوط به حجاب آمده عفاف است عفاف به معنای مناعت و عفیف به معنای خود نگه‌دار و با مناعت است.

آیه: وانکحوالایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء بغیبهم الله من فضله و لیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یعنیبهم الله من فضله (سوره نور آیه 32)
آنانکه امکان ازدواج برایشان فراهم نشده باشد عفیف باشند و از زنا احتراز کنند و عفت بورزند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز کند.

و ان یستعففن خیر لهن و اگر زنان با حفظ پوشش اسلامی عفت بورزند برایشان بهتر است.
بنابراین کلمات: حجاب، لباس، ثیات و عفاف به نوعی مفهوم پوشاندن و پنهان کردن را متبادر می‌نماید. وسیله حجاب و چگونگی پوشاندن خمار: 

ولیضربن بخمرهن علی جبوبهن (نور آیه 31) و باید مقنعه‌ها را بر گریبانشان بزنند. کلمه خمر به دو ضمه جمع خمار است.

خمار آن جامه‌ای است که زنان سر خود را با آن می‌پیچند و زاید آن را به سینه‌شان آویزان می‌کنند و به معنای روسری یا مقنعه است و دلالت بر پارچه‌ای دارد که سر و گریبان را با آن بپوشانند. جلباب: 

یدنین علیهن من جلابیهن (احزاب آیه 59) بیندازند بر خودشان جلبابی.

جلباب دلالت بر پارچه‌ای سراسری دارد که از نوک سر تا نوک پا را در برگرفته و می‌پوشاند که در فرهنگ ایرانی به آن چادر گفته می‌شود. فلسفه حجاب 
ایمان امری است قلبی که از عمل منفک نمی‌گردد و شیطان در عمل او رخنه نمی‌نماید.

(اولئک کتب فی قلوبهم الایمان) آن گروه در ایمانشان صادق اند.

(لایلتکم من اعمالکم شیئا)مراد به اطاعت خالص و واقعی است به طوری که باطن با ظاهر مطابقت داشته باشد. قلب پاک یا قلب زنده  قلب از لحاظ مادی با پمپاژ به اعضاء و جوارح خون می‌رساند و حتی ستاد کل مغز که به دست و پا، چشم و گوش و ... فرمان می‌دهد به قلب متصل است و از قلب خون می‌گیرد .حال باتوجه به اینکه حیات مادی بشر به قلب بستگی دارد، اگر در قلب خون نباشد چه خواهد شد.

حیات معنوی و ایمان قلبی هم همین طور است. دل معنوی و روحانی به اندیشه و فکر مومن حیات می‌دهد. اگر به الله متصل باشد، نیت و عملش الهی می‌شود از روح دل ایمان می‌گیرد و دست و پا و چشم و گوش و اعضاء و جوارح به فرمان خدا عمل می‌کند و جز به خدا و رضایت حق به هیچ چیز نمی‌اندیشد و با دل و نیت پاک عمل صالح انجام می‌دهد.
ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات همانا انسان در ضرر و زیان است، مگر آنانکه ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند تا جایی که سیماهم فی وجوههم من اثر السجود(1) آثار سجده (ایمان) از چهره مومنین آشکار می‌شود که نشانه پاکی قلب است. یکی از وظایف نبی‌مکرم اسلام پاکسازی است “یزکیهم” زیرا برای ایجاد پاکی اول باید روح انسان از آلودگی‌ها پاک شود و عامل پاکی روح، ایمان به خداست.

دختران و مسئله حجاب

یکی از مسایل مهمی که هر دختری در دوران زندگی خود باید آن را مدّ نظر قرار دهد، مسئله «حجاب» است . 

قرآن کریم که بعنوان یکی از مهمترین سندهای زنده الهی، در میان مردم به امانت گذاشته شده است، مسئله حجاب و حفظ دختران از دید نامحرمان را مورد تأکید قرار داده و می فرماید : 
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها.(1) (و به زنان مؤمن بگو تا چشمهای خود را (از نامحرم) و دامن و اندامشان (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت خود را جز آنچه ظاهر می شود، بر بیگانگان آشکار نسازند).

گروهی از زنان و دختران جوان، حجاب و پوشش اسلامی را مغایر با آزادی اجتماعی می دانند، اما باید متوجه باشند که حفظ خود و دوری از نامحرم، هرگز دلیل بر سلب آزادی نیست، چه اینکه با رعایت حجاب و موازین شرعی، خود را از ملعبه انسانهای فاسد و مردان پست دور نگهداشته و در کمال آسایش و راحتی به زندگی شرافتمندانه ای ادامه می دهند . 
استاد مطهری (ره) در کتاب ارزشمند «مسئله حجاب» به طور تفصیل به فلسفه حجاب پرداخته و به نکته فوق اشاره نموده است ایشان در قسمتی از این کتاب می نویسد : 

در اسلام زندان کردن زنها وجود ندارد حجاب در اسلام یک وظیفه است و وظیفه را نمی توان به عنوان محدودیت و بردگی و زندانی کردن نامید . 

پوشیدگی زن تا حدّی که اسلام تجویز کرده است موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از تعرض افراد فاسد و دور از اخلاق بر حذر می دارد ..... (2) 

دختران جوان باید این حقیقت را درک کنند که، افراد جامعه یکسان نیستند، خواه نا خواه گروهی پست و بی مایه، که هرگز طعم خوش تربیت اسلامی را نچشیده اند و در حاشیه اجتماع قرار دارند برای رسیدن به امیال حیوانی و ارضاء خواهشهای نفسانی خود از هیچ جنایتی دریغ نمی کنند . 

حال سؤال این است که اگر دختری خود را با ظاهری آراسته و بدون حجاب در معرض دید افراد جامعه قرار داد و سرانجام در دام خفت بار بی عفتی و تجاوز سقوط کرد چه کسی را باید ملامت کند؟ 

چه بسیار دخترانی که بر اثر عدم رعایت این اصل اصولی اسلام، در جامعه حاضر شدند و زمینه سقوط و انحطاط و بدبختی خود را فراهم نمودند، تا جایی که رسانه های گروهی از قبیل روزنامه ها و مجله های معروف، هزاران مورد آن را متذکر می شوند و فریاد بی صدایشان به جایی نمی رسد . 

گروهی از دختران جوان فکر می کنند که زندانهای موجود در جامعه ویژه پسران و مردان است؛ در حالی که اینها سخت در اشتباهند، چه بسیار افرادی که بر اثر بی عفتی و ترک حجاب از راه به در شدند و با وضع خفت باری پشت میله های زندان جای گرفتند . 

عواقب خطرناک بی بند و باری و عدم رعایت پوشش اسلامی آنقدر زیاد است که از حد گفتار و مقال گذشته است. یکی از مهمترین نتیجه های بی عفتی و تن ندادن به فرامین الهی در مورد مسئله حجاب، ایجاد اجتماعی فاسد و هرج و مرج اخلاقی است که دامنگیر افراد صالح و جوانان پاکدامن می شود . 

چه بسیار پسران جوانی که بر اثر محیط فاسد و مسموم از جهت اخلاقی دچار وساوس شیطانی شدند که بی حجابی زنان و دختران جامعه بعنوان سر سلسله علل آن محسوب می شود . 
ای کاش دختران جوان جامعه ما به این نکته توجه داشتند که اگر بخواهند با فردایی بهتر و آینده ای روشن به زندگی سعادتمند خود ادامه داده و راههای موفقیت را یکی پس از دیگری بپیمایند، نباید از حدّ و مرزهای الهی و دستورات شرع سرپیچی کنند . 
هزار و چهار صد سال قبل، دخت نبی اکرم حضرت زهرا سلام الله علیها به این حقیقت اشاره نموده است که: مصلحت زنان در این است که مردان آنان را ندیده و آنان نیز مردان را نبینند . (3) 

امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ نیز ضمن سفارشی به فرزند بزرگوارش امام حسن ـ علیه السّلام ـ می فرماید : 

به وسیله حجاب چشمان زنانتان را بپوشانید، زیرا حجاب و پرده نشینی هر چه بیشتر باشد، آنان از تبهکاری و فساد محفوظ می مانند . (4) 

در روایت دیگری آمده است: مردی خدمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید و عرض کرد : 

مادرم از معاشرت با نامحرمان ابایی ندارد چه کنم؟ 

حضرت فرمود: از خارج شدن او ممانعت کن. گفت این کار را کرده ام . 

حضرت فرمود مادرت را زنجیر کن؛ زیرا هیچ احسانی برای او بهتر از این نیست که او را از ارتکاب به حرام بازداری . (5)

با توجه به آنچه گذشت، دختران جوان می توانند با رعایت حجاب و اهمیت دادن به آن، جامعه ای سالم و محیطی به دور از مفاسد اخلاقی را فراهم آورند و در کنار مصونیّت اجتماعی خود، زمینه های، شکوفایی استعدادهای نهفته خود را ایجاد کنند . 

هر عاقلی تصدیق می کند که حفظ اموال و اشیاء قیمتی از دستبرد دزدهای پست امری است ضروری و تحسن برانگیز. به سخن دیگر هیچ عاقلی، شخصی را که از اموال و اشیاء قیمتی خود محافظت می کند، مورد مذمت و ملامت قرار نمی دهد. دختران جوان نیز باید همانگونه که در حفظ زر و زیور مادی خود می کوشند، جمال و زیبایی خدا دادی خود را نیز از معرض دستبرد افراد فاسد و پلید حفظ نموده، و با توسل به معنویات و پیمودن راههای صحیح اسلامی در زندگی خود، امکان موفقیت خویش را دو چندان کنند . 

با مطالعه تاریخ زندگانی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ، می توان به این حقیقت دست یافت که آن بزرگواران در سیره و راه و روش زندگی خود نسبت به مسئله حجاب و دور نگه داشتن ناموس خود از دید نامحرمان بسیار حساس بودند . 

و از آنجا که آنان بعنوان بزرگترین مربیان اخلاقی و الگوهای تربیتی می توانند زندگی سعادتمندی را برای تمام بشر به ارمغان آورند، بر ماست که با پیروی و اطاعت از سیره و فرامین الهی معصومان ـ علیهم السّلام ـ خود را متخلق به اخلاق اسلامی نموده و در جمع بندگان خاص خداوند و شیفتگان آن بزرگواران قرار دهیم . پی نوشت : 

(1) . سوره نور، آیه 31 . 

(2) . مسئله حجاب، شهید مطهری، ص 101 . 

(3) . وسایل، ج 14، س 43، حدیث 7 . 

(4) . سفینه البحار، ج 2، ص 587 . 

(5) . وسایل، ج 18، ص 414، حدیث 1 ، باب 48 .

ادامه دارد